X
تبلیغات
امپراطوران آنلاین
سهیل

شخصیت معلم و نقش آن در یادگیری و معلم کار امد

سه‌شنبه 21 دی‌ماه سال 1389 ساعت 09:26 ب.ظ

ویژگی‌های شخصیتی معلم و نقش آن در تدریس

مقدمه

اساسی‌ترین عامل برای ایجاد موقعیت مطلوب در تحقق هدف‌های آموزشی ، معلم است. اوست که می‌تواند حتی نقص کتاب‌های درسی و کمبود امکانات آموزشی را جبران کند یا برعکس ، بهترین موقعیت و موضوع تدریس را با عدم توانایی در ایجاد ارتباط عاطفی مطلوب به محیطی غیر فعال و غیر جذاب تبدیل کند. در فرایند تدریس ، تنها تجارب و دیدگاه‌های علمی معلم نیست که موثر واقع می‌شود، بلکه کل شخصیت اوست که در ایجاد شرایط یادگیری و تغییر و تحول شاگرد تاثیر می‌گذارد.

دیدگاه معلم و فلسفه‌ای که به آن اعتقاد دارد، در چگونگی کار او تاثیر شدیدی می‌گذارد، بطوری که او را از حالت شخصیتی که فقط در تدریس مهارت دارد خارج می‌کند و به صورت انسان اندیشمندی در می‌آورد که مسئولیت تربیت انسان‌ها را بر عهده دارد. بر شمردن ویژگی‌های معلم کار چندان آسانی نیست. زیرا جوامع مختلف با فلسفه‌ها و نگرش‌های مختلف ، انتظارات متفاوتی از معلم دارند. ولی می‌توان کم و بیش به مشترکاتی که معلمان در همه جا لازم است داشته باشند، اشاره کرد.

ویژگی‌های شخصیتی معلم و نقش آن در تدریس

*معلم شاگرد نگر (شاگرد نگر فردی - شاگرد نگر جمعی )

*معلم درس نگر ( علمی و فلسفی)

معلم شاگرد نگر

این گروه از معلمان ، شاگردان را هسته مرکزی فعالیت خود قرار می‌دهند. آنان را محور اصلی فعالیت‌های آموزشی می‌دانند. آنان فعالیت و رشد همه جانبه شاگردان را در نظر می‌گیرند و مواد درسی و انتقال دانش را برای پرورش آنها به کار می‌برند. این گروه به طور کلی ، به پرورش استعداد شاگردان شوق فراوان دارند. البته نباید تصور کرد که معلمان دیگر هیچ توجهی به شاگردان ندارند.

بلکه می‌توان گفت که این دسته از معلمان بیشتر از دیگران ، شاگردان را در نظر می‌گیرند و رفتارشان نسبت به شاگردان به گونه‌ای است که توجه هر مشاهده کننده‌ای را در نخستین برخورد به خود جلب می‌کنند. گروه شاگرد نگر را می‌توان به دو دسته کوچکتر در شاگرد نگر فردی و شاگرد نگر جمعی تقسیم کرد.

شاگرد نگر فردی و شاگرد نگر جمعی

شاگرد نگر فردی به ویژگی‌های فردی شاگردان ، بیشتر توجه دارد و یکایک آنان را شناسایی و با هر کدام مطابق خصوصیات فردی‌اش رفتار می‌کند.در حالیکه شاگرد نگر جمعی بیشتر به جمع شاگردان و پرورش جمعی آنها توجه دارد. این گروه از معلمان با استفاده از روان‌شناسی پرورشی و روان‌شناسی نوجوانی در جهت تربیت و پیشرفت کلی همه شاگردان تلاش می‌کنند. رفتار این معلمان نسبت به رفتار معلمان شاگردنگر فردی رسمی‌تر است. این دسته از معلمان چندان به عواطف و در خواست‌های شاگردان توجه ندارند.

معلمان درس نگر

معلمان درس نگر بیشتر به درس اهمیت می‌دهند تا پرورش شاگرد. تمام کوشش آنها بر این است که به هر طریقی که شد، درس را به شاگرد انتقال دهند. گروه درس‌نگر ، به شاگردان و تفاوت‌های فردی آنها توجه ندارند، یا آن را چندان مهم تلقی نمی‌کنند. به نظر این گروه شاگردان موظفند که درس را بطور کامل یاد بگیرند و به معلم پس دهند.

به اعتقاد افراد این گروه ، حقایق علمی شاگردان را برای زندگی اجتماعی آماده می‌سازند و به همین دلیل ، کسب دانش در درجه اول اهمیت قرار دارد. گروه درس نگر را نیز می‌توان به دو گروه کوچکتر درس نگر علمی و درس نگر فلسفی تقسیم کرد.

درس نگر علمی

گروه درس نگر علمی بیشتر به رشته‌های علمی علاقه‌مند هستند و می‌کوشند تا از این نظر دانش خود را رور بروز گسترش دهند. با آنکه مطالب درسی آنها گیرایی درس‌های فلسفی و اجتماعی را ندارند، به سبب اطلاعات وسیعی که در رشته‌های علمی دارند، می‌توانند شاگردان را به سوی خود جلب کنند. تاثیری که معلمان درس نگر علمی در شاگردان می‌گذارند، ناشی از شخصیت آنان نیست، بلکه زاده وسعت اطلاعات آنهاست.

چنین تاثیری معمولا تعلیمی است نه تربیتی ، ولی بطور غیر مستقیم شاهد تاثیر تربیتی هم هستیم. اگر چه علاقه این گروه از معلمان بیشتر به رشته‌های علمی و مواد درسی است تا شاگردان ، دلبستگی آنها به علم باعث می‌شود که گاهی شاگردان با علاقه فراوان در کلاس درسشان حاضر شوند.

درس نگر فلسفی

گروه درس نگر فلسفی با اینکه به درس بیشتر از شاگردان توجه دارند، اما چون اغلب به مسائل کلی و اجتماعی می‌پردازند، کلاسشان گیرا می‌باشد. شاگردان نسبت به این معلمان گرایش بیشتری دارند. این گروه با شخصیت بارزی که دارند، به عنوان سرمشق و انسان آرمانی مورد توجه شاگردان واقع می‌شوند.

چنین معلمانی به فردیت شاگردان توجه نمی‌کنند و به روش تدریس هم اعتنایی ندارند، اما به علت آرمانگرایی خاص و شخصیت بارز و نافذی که دارند، شاگردان جذب آنها می‌شوند. و گاه تمام رفتار و عقاید معلمان خود را مو به مو اجرا می‌کنند و هیچ گونه ابتکار و نوآوری از خود نشان نمی‌دهند.

تاثیر شخصیت علمی معلم بر فرایند تدریس

معلم هر اندازه دارای رفتار انسانی مطلوبی باشد، ولی از نظر علمی ضعیف و ناتوان تلقی شود، مورد قبول شاگردان واقع نخواهد شد. شخصیت متعادل همراه با تسلط علمی معلم ، او را از نظر شاگردان با ارزش و اعتبار می‌سازد. معلمی از نظر علمی قوی است که به روش‌های ارائه محتوا و چگونگی برقراری ارتباط، آگاه و بر آنها مسلط باشد.

روش تدریس باید متناسب با اصول و پرورش و خصوصیات شاگردان انتخاب شود. زیرا وظیفه اصلی معلم فقط درس دادن و پس گرفتن درس نیست، بلکه مهمترین وظیفه او همکاری و راهنمایی یکایک شاگردان برای رسیدن به هدف‌های مطلوب تعلیم و تربیت است.

کاربردها

تسلط بر محتوای درس ، از ویژگی‌های معلم است، با وجود اینکه دامنه علوم حتی در یک رشته خاص بسیار وسیع و گسترده شده است و کمتر کسی می‌تواند به همه آنها دست یابد، لازم است که معلم حداقل بر مطالبی که تدریس می‌کند، مسلط باشد. آموزش و پرورش هر جامعه با توجه به تاریخ و فرهنگ آن جامعه شکل خاصی به خود می‌گیرد.

  • معلم آگاه و مسلط باید با تاکید بر آن فرهنگ خاص و با توجه به شرایط تاریخی جامعه کوشش کند تا شاگردان را به ارزش‌های والای جامعه پیشرفته و انسانی آشنا کند.

  • معلم علاوه بر داشتن محتوای غنی علمی ، باید از فنون و مهارت‌های آموزشی آگاه باشد. او باید هدف‌های آموزش و پرورش را بشناسد و با این شناخت به فعالیت‌های آموزش خود جهت بدهد.

  • معلم ، باید علاوه برداشتن محتوای غنی علمی و آشنایی با روش‌های تدریس ، با برنامه‌ریزی طراحی آموزشی آشنا باشد.

  • معلم باید در زندگی اجتماعی نیز راهنمای شاگردان باشد. راهنمایی معلمان سبب می‌شود که زندگی واقعی در نظر شاگردان معنی پیدا کند.

  • معلم چه شاگرد نگر باشد چه درس نگر ، ممکن است در رفتار خود با شاگردان رفاقت‌طلب یا اقتدار‌طلب باشد. اما در حالت کلی باید میانه‌روی را نیز مدنظر داشته باشد تا دچار مشکل نشود.

ارتباط با سایر علوم

عوامل موثر بر تدریس و از جمله عامل شخصیت رفتاری و علمی معلم از مباحث بسیار مهم در علوم تربیتی و روان‌شناسی ، مهارت‌های آموزشی ، فنون تدریس و حتی علوم اجتماعی و... می‌باشد.

چشم انداز

آشنایی با ویژگی‌های شخصیتی معلمان ، برای کلیه دست‌اندرکاران تعلیم و تربیت و دانشجویان که می‌خواهند در آینده به شغل شریف معلمی اشتغال ورزند، بسیار مفید خواهد بود. زیرا باعث می‌شود که آنان در درجه اول ، خود را از دریچه چشم دیگران ببینند و ارزیابی کنند و پس از شناسایی خود بکوشند تا خود را اصلاح کنند و هر روز گامی به جلو بروند و از این واقعیت غافل نباشند که شخصیت معلم همانند شخصیت شاگردان به مرور زمان کامل خواهد شد. 

  

چگونه کلاس درس را کنترل کنیم؟ 

 

  

از مهمترین عواملی که در اداره ، کنترل و رهبری کلاس درس به معلمان می تواند کمک کند و به عنوان عوامل موثر مطرح باشد می توان به:الف – شخصیت معلم ب – دانش معلم – ج – مهارتهای تدریس نام برد.  

از مهمترین عواملی که در اداره ، کنترل و رهبری کلاس درس به معلمان می تواند کمک کند و به عنوان عوامل موثر مطرح باشد می توان به:الف – شخصیت معلم ب – دانش معلم – ج – مهارتهای تدریس نام برد.
مجموعه ای از ویژگیهای رفتاری هر فرد نماینده شخصیت آن فرد است . معلم باید فردی صبور ، خونگرم ،مهربان و اجتماعی باشد. و سعی کند با رفتار های خوب و مناسب خود اثر مثبت بر رفتار دانش آموزان بگذارد. معلمی در اداره ،هدایت و رهبری کلاس درس خودموفق است که توانایی حل هوشمندانه تعارضها و تضاد های موجود در مباحث کلاسی را دارا باشد. یعنی در هنگام بحث و گفتگو دانش آموزان با توجه به روشهای معقول سعی کند آن تضادها و اختلافات را در بین دانش آموزان حل کند. و اگر در این راه توفیقی بدست نیاورد ممکن است چنین دانش آموزانی را به کلاس دیگر انتقال دهد. و یا ممکن است ابتدا در حل تضاد بکوشد و اگر موفق نشد آنان را از یکدیگر جدا کند و می توان از مربی پرورشی و مشاورین مدرسه هم کمک گرفت. ولی بهتر است معلم از عقل سلیم خود بهره بگیرد. اگر می خواهید یک معلم خوب و موفق در اداره و کنترل کلاس باشید باید از خودتان شروع کنید. و باید آنقدر به موضوع درس مسلط باشید که با بیان خوب و رسا چنان درس بدهید که دانش آموزان را مجذوب خود نمایید. و در این زمینه معلمان تازه کار بخصوص می توانند به مطالعه کتابهای مربوط به روان شناسی تدریس – یادگیری بپردازند. و همیشه با توجه به پیشرفت علوم و تکنولوژی در دنیا ایجاب می کند معلم از تازه های علم آگاه و باخبر باشد و در زمینه فنی و اجتماعی و چگونه برقراری ارتباط با دانش آموزان همیشه آماده باشد .

                معلم پیوسته معلومات و اطلاعات خود را باید به روز و نو کند. باید علم خود را گسترش دهد. تا بتواند از عهده پاسخگویی به پرسشهای دانش آموزان در سطح بالاتر بر آید. و از پاسخ دادن نادرست به سوالات دانش آموزان پرهیز کند. و در صورتی که جواب سوال دانش آموزان را نمی داند باید آنقدر مهارت داشته باشد که به نحوی سوال را به شکل دیگر به خود دانش آموزان به عنوان کار تحقیق ارائه دهد. علاوه بر تسلط به موضوع درس معلم باید مفهوم یادگیری و یاد دادن را بداند. درس دادن شامل فعالیتهای معلم می باشد. که باعث واداشتن دانش آموزان به توجه ، مشاهده ، ایجاد ارتباط ، یاداوری ، استدلال و نتیجه گیری می شود. معلم باید نسبت به نیاز هاو احساسات دانش آموزان کلاس حساس باشد همه یادگیرندگان یک کلاس شما بچه های باهوش نیستند از نظر میزان هوش و توانایی ذهنی و جسمی و از نظر استعداد متفاوت هستند. و چه دانش آموزان با هوش و چه دانش آموزان کم هوش و چه دانش آموزان منظم و مرتب و چه آنهایی که سرکش و یاغی و یا بازیگوش هستند همگی نیاز به حمایت و تشویق دارند. و معلم نباید از انتقاد کردن بیش از حد لازم استفاده کند . و لازم نیست زیرا گاهی وقتها انتقاد کردن بیش از حد معلم می تواند تبدیل به حالت سرزنش و سر کوفت زدن از نظر دانش آموز جلوه کند. و احتمالا اثر تخریبی آن بیش از فوایدش خواهد بود. معلم باید کار هایش قبل از ورود به کلاس سازمان یافته وآماده نماید یعنی از وقت و زمان خود به خوبی استفاده کند. و از قبل برنامه آموزشی خود را تنظیم کرده و برای عوض کردن موضوع بحث و گفتگو از لحظه ها در کلاس خوب استفاده نماید. در کلاس فعالیتهای متنوعی را به کار گیرد. زیرا باعث می شود هر حادثه یادگیری مقدمه و بهانه ای برای حادثه یادگیری دیگر باشد. از برنامه یا جدول یادگیری مثل جدول تحلیل محتوایی درس و طرح درس مناسب که از قبل آماده کرده است و مورد بررسی قرار داده است استفاده کند این بخصوص برای معلمان تازه کار امر ضروری است. و معلم تمام تلاش خود را باید بکار بگیرد تا کلاس خود را به صورت زنده و شاد و فعال اداره کند. ولی بر دانش آموزان فشاری بیش از حد توانشان وارد نکند. و به دانش آموزان فرصتهای بیشتری بدهد تا خود برای یادگیری آماده کند.

           یک معلم باید دانش آموزان خود را برای یادگیری انگیخته نگه دارد. و چنان فضای روانی مناسبی را ایجاد کند که دانش آموزان را نسبت به یادگیری مطالب و گوش دادن و کنجکاو بودن آماده نگه دارد. موجباتی را فراهم نماید که هر چند دانش آموزان در حال نشسته به یادگیری بپردازند. زیرا بعضی مواقع بچه ها از نشستن روی صندلی معمولا نا مناسب مدارس خسته و شکایت می کنند. معلم باید آگاه باشد و چنان کنترل کلاس را در اختیار بگیرد که گویی چشمی نیز در پشت سر خود دارد. و هیچوقت دانش آموزان نباید احساس کنند که تحت کنترل یا فشار معلم هستند. معلمی هم حرفه و هم هنر است. معلم باید خوب مهارتهای تدریس را در کلاس در موقعیت های مناسب به کار بگیرد. بطوری که این مسئله می تواند باعث جلب توجه و جذب و افزایش علاقه دانش آموزان به سوی فعالیتهای یادگیری شود. شما می توانید از مهارتها ، تجربیات معلمان برجسته و قدیمی و یا موفق در همان مدرسه یا مدارس دیگر استفاده کنید. هر معلم از قبل باید مهارتهای لازم را برای آن درس مشخص نماید و آنها را در مدت زمان مناسب تمرین و تکرار کند و بیاموزد. ودر ضمن ارتباط معلم با دانش آموزان باید مطلوب باشد. در آن صورت حاصل آن نوعی اشتراک اطلاعات ، معلومات و مهارتها میان معلم و دانش آموزان خواهد بود. یکی از راههای کنترل و مدیریت کلاس طرح پرسشهای مناسب توسط معلم ، جهت برانگیختن تفکر و جهت دادن به مسیر یادگیری دانش آموزان به هنگام انجام فعالیتها است. معلم باید از انواع پرسشهای علمی مانند پرسشهای سازنده ، واگرا ، همگرا ، موضوع مدار ، فرد مدار ، پرسشهای مناسب برای دریافت و پرورش ایده ها دانش آموزان و پرسشهای متمرکز کننده ، پرسشهای برای پرورش مهارتهای یادگیری و... استفاده کند و در زمینه سنجش و اندازه گیری اطلاعات کافی داشته باشد زیرا مطرح شدن پرسش توسط معلم یکی از راههای کنترل و اداره فعالیتهای کلاسی به شمار می آید. معلم برا اینکه دانش آموزان خود را کنترل کند باید آنها را بشناسد و آنها را در امر یادگیری و سایر فعالیتهای کلاسی مشارکت دهد. و تشویق کند و استفاده از همکاری دانش آموزان در فعالیتهای یادگیری امری ضروری برای رهبری ، هدایت ، اداره کلاس درس است و همچنین نوعی احترام گذاشتن به دانش آموزان می باشد وقتی شما در مدیریت و امر یادگیری از آنها کمک می گیرید آنها احساس خوبی پیدا می کند. حتی شما می توانید برای حل برخی از مشکلات کلاس با آنها مشورت نماید و از آنها نظر خواهی کنید.

         تا جایی که امکان دارد از اطلاعات و آموخته های قبلی دانش آموزان در امر تدریس استفاده کنید. و تنها از روش سخنرانی در کلاس استفاده نکنید زیرا این روش به تنهایی برای دانش آموزان بخصوص دانش آموزان بازیگوش و فضول و نا آرام که دوست ندارند گوش دهند و یا یاداشت برداری کنند زیاد مفید نیست و نتیجه خوبی به همراه ندارد. بهتر از از روشهای مختلف و متنوع مانند روش مباحثه ای که دانش آموزان را برای شرکت فعال در پاسخ گویی به سوالات ، اظهار نظر و رقابت مثبت و دفاع از نظر خود تشویق می کند استفاده کنید و یا می توانید از روشی به نام روش تمرین وتکرار که همواره سبب ترغیب دانش آموزان به انجام یادگیری مهارتها می شود استفاده کنید و گاهی وقتها می توانید از روش پژوهش گروهی که نوعی فعالیت دسته جمعی دانش آموزان در گروه های کوچک به منظور انجام دادن امر مطالعه و سازماندهی یادگیری است استفاده نماید البته در این مورد باید حتما معلم از قبل مراحل جریان پژوهش گروهی را با دانش آموزان در میان بگذاردو آن را بررسی و کنترل کند. این روش بهتر دانش آموزان را برای زندگی آینده آماده می کند. بررسی محققین آموزشی نشان داده است که دانش آموزان به شرکت فعال و در یافت مسئولیت در گروه های کوچک تمایل و علاقه بیشتری نشان می دهند.

حتی یکی روشهای مناسب جهت برقراری ارتباط همه جانبه بین معلم و شاگردان در کلاس استفاده از روشهای آزمایشگاهی است که در ایجاد انگیزش در دانش آموزان و در گیر شدن ذهنی ، جسمی و بکار گیری تمام حواس جهت انجام فعالیتهای آزمایشگاهی باعث می شود آنها کمتر به مسائل دیگر بپردازند. معلم باید مهارت آغاز درس را خوب انتخاب نماید مثلا از یک داستان ، از یک مشاهده نا همخوان که او فکر نمی کند و انتظار اتفاق افتادن آن نیست و یا از یک پرسش خوب یا طرح یک معما درس را آغاز کند. و از دانش آموزان برای پیدا کردن جواب و حل آن مسئله یا پرسش و یا معما کمک بخواهد. معلم می تواند از روشی به نام روش مکاشفه ای استفاده کند که دانش آموزان و فعالیتهای فکری آنها را در جهت کشف برخی مفاهیم و اصول علمی هدایت می کند و فرصت کمتری برای بازیگوشی و انجام مسائل بی مورد پیدا می کنند. استفاده از روش پرسش و پاسخ در روش مکاشفه ای می تواند سبب افزایش مهارتهای ذهنی در دانش آموزان بگردد و از آنجا که خود دانش آموزان شخصا مطالب را کشف می کنند ذوق و اشتیاق او به یادگیری و انجام فعالیتها و منظم بودن بیشتر می کند . حتی استفاده به موقع و مناسب از این روش انجام دهید ، نگاه کنید و یاد بگیرید در مورد همه بچه ها ( باستعداد- کم استعداد – متوسط ؛ ضیعف و....) کارایی فراوان دارد.

در این روش آنها از یکدیگر کمک می گیرند و در گروه همدیگر را راهنمایی می کنند و بتدریج تواناییها و قابلیتها ی گروهی دانش آموزان افزایش یافته و یاد می گیرند چگونه به یکدیگر احترام بگذارند و چگونه با هم همکاری داشته باشند. اگر معلم از برنامه یادگیری کند استفاده کند و در عین حال باعث سردرگمی دانش آموزان خود می شود. و فضای روانی کلاس به نحوی خواهد شد که یادگیری برای آنها خسته کننده می گردد. مدیریت و اداره کلاس دستخوش تغییر خواهد شد و کنترل کلاس از مسیر اصلی خارج می گردد. معلم باید بکوشد تا دانش آموزان کلاس خود را به نحوی به فعالیت وا دارد که هیچ یک از آنان احساس خستگی و یکنواختی نکنند. زیرا خستگی و یکنواختی خود عاملی برای پیدایش شیطنت های دانش آموزان و بی نظمی در کلاس است. معلم باید دارای آن چنان شیوه رفتاری مطلوب ، دوستا نه ای و در حد استاندارد آموزشی باشد که اکثریت دانش آموزان را به گوش دادن درس علاقمند نماید. و غالبا باید نسبت به شنیدن عقاید و نظر های جدید دانش آموزان تمایل نشان دهد. و از دانش آموزان خود دعوت کند که در بحث و گفتگوی آزاد شرکت کند. خود معلم در بحث و گفتگو آن چنان خود را پر انرژی نشان دهد که این انرژی از او به دانش آموزان سرایت نماید. و در هنگام رهبری و هدایت دانش آموزان در کلاس درس ودر مواقعی که بحث و جدالی پیش می آید برای دفاع از اعتقادات و نگرشها و باور داشتنهای سالم و صحیح بر اساس عقل سلیم و دور از هر نوع تعصب ، تبعیض و یک سو نگری آمادگی لازم را دارا باشد. و نرم خویی و صبور بودن را به کار گیرد. 

 

 

-یادگیری  مداوم :  به  نظر  می رسد می  توان  بهترین  معلمان  را کسانی دانست  که  اوقات  خود  را  صرف  یادگیری  می  کنند.به  نظر می  رسد  متاسفانه برخی  از  معلمان  با  شروع  تدریس ،یادگیری را متوقف می سازند  و  به  جزوه هایی که  روزگاری  تهیه  کرده  اند  بسنده می  سازند.به  همین  دلیل  جهان  در حال  تغییر از کنار  آنها  می گذرد و  به  سرعت  ایشان  را در  وضعیتی  قرار  می  دهد  که  دیگر  آمادگی  تدریس کارآمد  را  ندارند .یک  معلم  کارآمد معمولا  تحولات  مربوط  به  رشته  خود  را  تعقیب  می  کند و  دائما  مهارتهای  خویش  را  بهبود  می بخشد .آنها  همواره  در  حال آموختن  هستند. به  عبارتی  دیگر  آنها دائما  در حال شاگردی  کردن  هستند.

5-اداره کلاس : معلمان  کارآمد  معمولا دارای  کلاسی  مطلوب ،منسجم  و  پربار  هستند.معلمان  کارآمد  نسبت  به آنچه  در کلاس ایشان  اتفاق می  افتد  بسیار حساس  هستند و  قادرند  مشکلات  را  رفع  کنند.این  معلمان  اغلب  توجه  کافی  به  شاگردان  داشته  و حساس  اند که  به  همه  افراد  فرصتها  و  کمک  مساوی   داده  شود .از این  نظر  معلمان  خوب ،راحت  و  قابل اعتماد  و  اطمینان  جلوه  می  کنند.اینان  معلمانی  صبور  و  بردبارند و  الگویی  عالی  از اجرای  نقش خود هستند. آنها  به  موقعیت  دانش آموزان  توجه  کرده  و  به  عقیده  گینات  نسبت  به  دانش آموزان  توجه  و مراقبت  نشان  داده  و  به  شاگردان  کمک  می کنند  تا  فراگیرند  که چگونه  می  توان  با  دیگران  همکاری  جمعی  داشت  و  در  عین  حال  خوشحال  و مفید  بود .آنها  محیطی  ایجاد  می کنند لذت  بخش  شادی آفرین  که  در  آن  شوخی  و  تفریح  مشترک  مرزهای  میان معلم  و  کلاس را  تقلیل  داده  و  به  شرطی که  در  آن زیاده  روی  نشود  به  کلاس  کمک  می  کند  که  معلم  را  بیشتر  به  صورت  یک  دوست  و همراه  تصور  کنند. همین  نحو ،آمادگی  همکاری  با  دوستان  در کلاس  افزایش  یافته  و  بدین  ترتیب  تعداد  حوادثی  که  به  مشکلات  موجود  در کنترل کلاس می  انجامد ،تقلیل می  یابد.

6-آخرین  ویژگی  معلمان کارآمد که  در  اینجا  مورد  بحث قرار می گیرد رفتارهای  کلاسی  معلمان  است . به  عقیده  بسیاری  از  پژوهشگران  آموزشی ،همبستگی  معناداری  بین  بعضی  از  رفتارهای  معلمان  و  پیشرفت  تحصیلی  شاگردان  آنها  وجود  دارد.دکتر  سیف  به  نقل  از  رونشناین  و  فرست ( Rasenshine   & Furst ) ،    هشت  متغیر  آموزشی  یا  رفتار  کلاسی  معلمان  را  که با  یادگیری شاگردان  رابطه  و  همبستگی  معنی دار  نشان  داده  اند  معرفی  کرده  اند.این  متغیر ها  عبارتند از :

الف -روشنی  توضیحات  معلم در کلاس .

ب-انعطاف پذیری  در  روش آموزش

ج -اشتیاق در کار ،شامل  تحرک  در کلاس ،حرکات  سرو  دست  و نوسان  صدا .

د-احساس  مسوولیت  در عمل ،شامل  تاکید  بر  یادگیر ی و  فعالیت  شاگردان

ه- فرصت  یادگیری  دادن  به  شاگردان  برای  یادگیری  مطالب تا  سرحد  تسلط

و-استفاده  از  عقاید  شاگردان ، شامل  تشویق شاگردان  به  اظهار  نظر  و  تایید نظریات  آنها.

ز- استفاده  از مطالب  سازمان  دهنده  شامل  مرور  کردن  مطالب  و  ایجاد  ارتباط مطالب درسی  با  یکدیگر .

ح -طرح  سوالهای  دارای  سطوح  مختلف ،از  جمله  سوالهایی که  با  چه ،کجا، چرا و  چگونه  شروع  می  شود .

مطابق تحقیقات  به  عمل  آمده  به  نظر  می  رسد  که مهمترین  متغیر  آموزشی  معلم  که  بیشترین  همبستگی  را  با  یادگیری  شاگردان  دارد  روشنی  توضیحات  و مطالبی  است  که  معلم  در  آموزش  خود  در اختیار  شاگردان  قرار می  دهد.  

 

تاثیر ویژگیهای شخصیتی و علمی معلم بر تدریس :

 

 

اساسی ترین عامل برای ایجاد موقعیت مطلوب در تحقق هدف های آموزشی ، معلم است. اوست که می تواند حتی نقص کتاب های درسی و کمبود امکانات آموزشی را جبران کند یا برعکس ، بهترین موقعیت و موضوع تدریس را با عدم توانایی در ایجاد ارتباط عاطفی مطلوب به محیطی غیر فعال و غیر جذاب تبدیل کند. در فرایند تدریس ، تنها تجارب و دیدگاه های علمی معلم نیست که موثر واقع می شود، بلکه کل شخصیت اوست که در ایجاد شرایط یادگیری و تغییر و تحول شاگرد تاثیر می گذارد.

دیدگاه معلم و فلسفه ای که به آن اعتقاد دارد، در چگونگی کار او تاثیر شدیدی می گذارد، بطوری که او را از حالت شخصیتی که فقط در تدریس مهارت دارد خارج می کند و به صورت انسان اندیشمندی در می آورد که مسئولیت تربیت انسان ها را بر عهده دارد. بر شمردن ویژگی های معلم کار چندان آسانی نیست. زیرا جوامع مختلف با فلسفه ها و نگرش های مختلف ، انتظارات متفاوتی از معلم دارند. ولی می توان کم و بیش به مشترکاتی که معلمان در همه جا لازم است داشته باشند، اشاره کرد.

● ویژگی های شخصیتی معلم و نقش آن در تدریس

▪ معلم شاگرد نگر (شاگرد نگر فردی شاگرد نگر جمعی )

▪ معلم درس نگر ( علمی و فلسفی)

۱) معلم شاگرد نگر

این گروه از معلمان ، شاگردان را هسته مرکزی فعالیت خود قرار می دهند. آنان را محور اصلی فعالیت های آموزشی می دانند. آنان فعالیت و رشد همه جانبه شاگردان را در نظر می گیرند و مواد درسی و انتقال دانش را برای پرورش آنها به کار می برند. این گروه به طور کلی ، به پرورش استعداد شاگردان شوق فراوان دارند. البته نباید تصور کرد که معلمان دیگر هیچ توجهی به شاگردان ندارند.

بلکه می توان گفت که این دسته از معلمان بیشتر از دیگران ، شاگردان را در نظر می گیرند و رفتارشان نسبت به شاگردان به گونه ای است که توجه هر مشاهده کننده ای را در نخستین برخورد به خود جلب می کنند. گروه شاگرد نگر را می توان به دو دسته کوچکتر در شاگرد نگر فردی و شاگرد نگر جمعی تقسیم کرد.

▪ شاگرد نگر فردی و شاگرد نگر جمعی

شاگرد نگر فردی به ویژگی های فردی شاگردان ، بیشتر توجه دارد و یکایک آنان را شناسایی و با هر کدام مطابق خصوصیات فردی اش رفتار می کند.در حالیکه شاگرد نگر جمعی بیشتر به جمع شاگردان و پرورش جمعی آنها توجه دارد. این گروه از معلمان با استفاده از روان شناسی پرورشی و روان شناسی نوجوانی در جهت تربیت و پیشرفت کلی همه شاگردان تلاش می کنند. رفتار این معلمان نسبت به رفتار معلمان شاگردنگر فردی رسمی تر است. این دسته از معلمان چندان به عواطف و در خواست های شاگردان توجه ندارند.

۲) معلمان درس نگر

معلمان درس نگر بیشتر به درس اهمیت می دهند تا پرورش شاگرد. تمام کوشش آنها بر این است که به هر طریقی که شد، درس را به شاگرد انتقال دهند. گروه درس نگر ، به شاگردان و تفاوت های فردی آنها توجه ندارند، یا آن را چندان مهم تلقی نمی کنند. به نظر این گروه شاگردان موظفند که درس را بطور کامل یاد بگیرند و به معلم پس دهند.

به اعتقاد افراد این گروه ، حقایق علمی شاگردان را برای زندگی اجتماعی آماده می سازند و به همین دلیل ، کسب دانش در درجه اول اهمیت قرار دارد. گروه درس نگر را نیز می توان به دو گروه کوچکتر درس نگر علمی و درس نگر فلسفی تقسیم کرد.

▪ درس نگر علمی

گروه درس نگر علمی بیشتر به رشته های علمی علاقه مند هستند و می کوشند تا از این نظر دانش خود را رور بروز گسترش دهند. با آنکه مطالب درسی آنها گیرایی درس های فلسفی و اجتماعی را ندارند، به سبب اطلاعات وسیعی که در رشته های علمی دارند، می توانند شاگردان را به سوی خود جلب کنند. تاثیری که معلمان درس نگر علمی در شاگردان می گذارند، ناشی از شخصیت آنان نیست، بلکه زاده وسعت اطلاعات آنهاست.

چنین تاثیری معمولا تعلیمی است نه تربیتی ، ولی بطور غیر مستقیم شاهد تاثیر تربیتی هم هستیم. اگر چه علاقه این گروه از معلمان بیشتر به رشته های علمی و مواد درسی است تا شاگردان ، دلبستگی آنها به علم باعث می شود که گاهی شاگردان با علاقه فراوان در کلاس درسشان حاضر شوند.

▪ درس نگر فلسفی

گروه درس نگر فلسفی با اینکه به درس بیشتر از شاگردان توجه دارند، اما چون اغلب به مسائل کلی و اجتماعی می پردازند، کلاسشان گیرا می باشد. شاگردان نسبت به این معلمان گرایش بیشتری دارند. این گروه با شخصیت بارزی که دارند، به عنوان سرمشق و انسان آرمانی مورد توجه شاگردان واقع می شوند.

چنین معلمانی به فردیت شاگردان توجه نمی کنند و به روش تدریس هم اعتنایی ندارند، اما به علت آرمانگرایی خاص و شخصیت بارز و نافذی که دارند، شاگردان جذب آنها می شوند. و گاه تمام رفتار و عقاید معلمان خود را مو به مو اجرا می کنند و هیچ گونه ابتکار و نوآوری از خود نشان نمی دهند.

● تاثیر شخصیت علمی معلم بر فرایند تدریس

معلم هر اندازه دارای رفتار انسانی مطلوبی باشد، ولی از نظر علمی ضعیف و ناتوان تلقی شود، مورد قبول شاگردان واقع نخواهد شد. شخصیت متعادل همراه با تسلط علمی معلم ، او را از نظر شاگردان با ارزش و اعتبار می سازد. معلمی از نظر علمی قوی است که به روش های ارائه محتوا و چگونگی برقراری ارتباط، آگاه و بر آنها مسلط باشد.

روش تدریس باید متناسب با اصول و پرورش و خصوصیات شاگردان انتخاب شود. زیرا وظیفه اصلی معلم فقط درس دادن و پس گرفتن درس نیست، بلکه مهمترین وظیفه او همکاری و راهنمایی یکایک شاگردان برای رسیدن به هدف های مطلوب تعلیم و تربیت است.

● کاربردها

تسلط بر محتوای درس ، از ویژگی های معلم است، با وجود اینکه دامنه علوم حتی در یک رشته خاص بسیار وسیع و گسترده شده است و کمتر کسی می تواند به همه آنها دست یابد، لازم است که معلم حداقل بر مطالبی که تدریس می کند، مسلط باشد. آموزش و پرورش هر جامعه با توجه به تاریخ و فرهنگ آن جامعه شکل خاصی به خود می گیرد.

معلم آگاه و مسلط باید با تاکید بر آن فرهنگ خاص و با توجه به شرایط تاریخی جامعه کوشش کند تا شاگردان را به ارزش های والای جامعه پیشرفته و انسانی آشنا کند.

معلم علاوه بر داشتن محتوای غنی علمی ، باید از فنون و مهارت های آموزشی آگاه باشد. او باید هدف های آموزش و پرورش را بشناسد و با این شناخت به فعالیت های آموزش خود جهت بدهد.

معلم ، باید علاوه برداشتن محتوای غنی علمی و آشنایی با روش های تدریس ، با برنامه ریزی طراحی آموزشی آشنا باشد.

معلم باید در زندگی اجتماعی نیز راهنمای شاگردان باشد. راهنمایی معلمان سبب می شود که زندگی واقعی در نظر شاگردان معنی پیدا کند.

معلم چه شاگرد نگر باشد چه درس نگر ، ممکن است در رفتار خود با شاگردان رفاقت طلب یا اقتدار طلب باشد. اما در حالت کلی باید میانه روی را نیز مدنظر داشته باشد تا دچار مشکل نشود.

● ارتباط با سایر علوم

عوامل موثر بر تدریس و از جمله عامل شخصیت رفتاری و علمی معلم از مباحث بسیار مهم در علوم تربیتی و روان شناسی ، مهارت های آموزشی ، فنون تدریس و حتی علوم اجتماعی و... می باشد.